اندر ستایش "واریسلا زوستر"

کودک آبله مرغان گرفته.

همه حال کودک را میپرسند و بعد حال من را. حالش خوب است .حال من خوبتر!

چرا که برای تمام بیخوابی ها، ناسازگاری ها و نق نق های ناتمام و بهانه های بی دلیل اش، لااقل دلیل دارد و از آن مهمتر من هم برای تحمل همه ی اینها، برای تمام خستگی ها و بی حوصله گی ها و نبودن هایم لااقل دلیل دارم. دلیلم هم برای همه کاملا موجه است.

با اینکه زندگی مادرانه ی من در دوران آبله مرغان کودک، معمولی تر از حالت معمول سپری میشود! (چراکه کلا ایام بیماری و غیر بیماری برایمان خیلی فرق محسوسی ندارد)، همین که میتوانم وانمود کنم خسته ام، کلافه ام، کودکم مریض است، کلافه است و هی دنبال توجیه رفتارم/رفتارش و سرزنش مادام خودم/خودش نباشم و دیگران هم وانمود کنند که حالم/حالش را میفهمند، و دست از سرم/سرش و کلا سرمان بردارند و ضمناً تاکید کنند _که دوران سختی را سپری میکنید! _خوب است.

 با اینکه به نظرم جمله ی_ دوران سختی را سپری میکنید_ آنهم بخاطر آبله مرغان! کمی مضحک است، و ما اینقدر تابحال سختی کار شامل حالمان شده که آبله مرغان در برابرش سوسکی بیش نیست، اما همین که آدم دلیلی داشته باشد مبنی بر تایید اینکه_ دوران سختی را سپری میکند__خودش فی نفسه خوب است. این که چیزی باشد که تمام پریشانی و سرگردانی و حتی کبودی زیر چشم ات را هم بیاندازی گردنش و برای شرح حالت/حالش هی دنبال دلیل نگردی، خیلی خوب است. حالا میخواهد این دلیل یک کلمه به مضحکی "آبله مرغان" باشد، چه فرقی میکند!؟!

 

 

*اگر شما هم به هر دلیلی دربه درِ پیدا کردن دلیلی برای ناخوشیتان هستید، درِخانه ی ما با تمام ویروسهایش به رویتان باز است و آغوشمان پذیرای فرصت های ویروسی همچون سرخک، مخملک،اریون ...

 

/ 32 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصوره

برای آبله مرغان پسرک و حال بد و خوب خودت / خودش حرفی ندارم . گفتم که در برابر همه ی تو ، چیزی برای افزودن ندارم . اما برای متن هر دو پست اخیر... حس می کنم سطرهایت خط به خط دارند قد می کشند فرانک ... روز به روز ، پست به پست ... فکر می کنم اعجاز پی در پی و زیاد نوشتن به معنای کلمه در تو ثمر داده است ... زهی سعادت!

قاصدک

الهی بمیرم برای خرس کوچولو و تو. امیدوارم به زودی شاد و سلامت ببینمتون.

میترا

خوب نشد این پسرک تو ؟

سیب کال

من واقعا دلیل همه ی ناخوشی هام رو می دونم دنبال راه حل می گردم.بدترین دردها اوناییه که درمانشون فقط گذشته زمانه.از جمله آبله مرغان!کاش درگیری های من هم به اندازه ی این مریضی کوتاه مدت بودن!

من

فرانک عزیز،بر خلاف دیگران من احساس می کنم نوشتنت روز به روز داره نزول می کنه،چرا؟

میترا

نه برعکس من همین تازگی همه رو خوندم از اول تا امروز الان هرشب منتظرم که بنویسی که بخونم که برگردم به لخظه های حس خوب زندگی کردن با یه نوشته خوب یه نثر پخته حتی به کوتاهی یادداشت یه وبلاگ ....

پاییز مامان آراز

حال آبله مرغانیتان خوب شده عزیزم؟

سالسا

خوبي فرانك؟ كجايي؟ نكنه ابله مرغان تورا بكرفته و بخورده؟;) يه خبري بده نكرانتم!(با ك دو سركج البته!)

mabei

ای وای اینجا چه خبره! فرانک مواظب این داماد لوپ پوی عشق من باش!آخه چرا واکسنشو نزدی تو...