به چه می اندیشی؟

 

کاش میدانستم

در دل کوچکت چه میگذرد؟

و در برق سیاهی چشمانت که دلم را میبرد.

 

کاش می پرسیدی

هزار هزار سوالی را که در گنچینه ی ذهن جستجوگرت

بی پاسخ رها کردی و این رهایی و ابهامش آزارت میدهد.

و بازتاب اش می شود همین ابروهای پر اخم و گره خورده !

 

کاش می گفتی

به دنبال چه میگردی؟

در این همه برو بیای بی پایان

با آن پاهایی که سر زانوهایش ساییده و تیره شده

و ناخن های شصت دندانه دندانه و لهیده که همگان را یاد کارگرهای معدن میاندازد ؟

 

 

کاش صبورتر بودم.

 کاش بیشتر میفهمیدم.

 کاش مادر ایده آل تری برایت میشدم.

 کاش زودتر این روزها بگذرند و برسد روزی که بهتر زبان یکدیگر را بفهمیم.

بی شک آن روزها هر دو برای هم حرف های زیادی خواهیم داشت، شاید برایت گفتم، شاید برایم گفتی....

 

پی نوشت: پسرک در سه سال و سه ماهگی 17 کیلو وزن و دقیقا یک متر قد و تا حدی که کارش را راه بیاندازد سواد خواندن و نوشتن دارد. (آنقدر که نتوانیم شربت سینه را بجای سرماخوردگی بخوردش دهیم! و میگوید کجایش نوشته کودکان؟!؟!)

/ 27 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانومی

ای جان امیر سام چه برزگ شده از طذف من ببوسش.[ماچ] راستی منم نی نی دار شدم .تو دلمه[پلک]

ویدا

امیر سام چقدر دلم می خواست ببینمت. . نمی دونم چرا فکر میکنم که به دریا فکر می کنی..

سروناز

ژسرت فوق العاده دوست داشتنی و شیطونه و به نظر کلی هم مغرور میاد

مامان آمیتیس

واااااااای چه ناز نازی نشسته. انگار تو سرش یه میلیون فکره (پر از سوال و شیطنت ). یه ماچ گنده از طرف من بکن.

سمیرا

وای چه عجب ما هم صورت ماه این گل پسر دیدیم ..چقدر دلتنگتم ..عزیزم

دلدار

بچه هام بچه های قدیم مثل من

مریم

هزاران ماشا’الله چقدر گلوله نمک است این پسر.و شیطنت انگار به پسرت شدیدا می آید.خدا حفظش کند و روز تفاهمتان که گفتی نزدبک نزدیک باشد در همین لحظه.

پرسپوليسي

گاهي اين نپرسيدن ها و ابهام ها مي رسه به فراموشي به از ياد بردن مثل همه ي ابهام هاي كودكي مون... گاهي سوال هاي بي جواب امروزمون پلي مي خواد بين نسل امروز و ديروز كه جوابش پيدا بشه ، امروز كه به يه زبون حرف مي زنيم اما حرف هم رو نمي فهميم

مریم

عاشق وبلاگت شدم میدونی چرا چون احساس کردم عاشقی اگه موافقی لینکت کنم بهم بگو سر بزن lifesky..persianblog.ir