ZAHIR

 

 

هیچ کس نباید از خودش بپرسد: "چرا خوشبخت نیستم؟"

ویروس نابودی همه چیز در این سوال است. اگر این سوال را از خودمان بپرسیم، بعد می خواهیم بفهمیم چه چیزی ما را خوشبخت می کند. اگر چیزی که خوشبختمان می کند، با زندگی فعلی مان متفاوت باشد، یا ناگهان عوض می شویم (که معمولاً غیر ممکن است)، یا خوشبختی مان از این هم کمتر می شود. (یا کاملاً از دست میدهیم اش!)

 قسمتی از کتاب "زهـــــیر"

 *زهــــیر: نام کتابی از پائولو کوئلیو. (زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی توان نادیده اش گرفت. زهیر به تعبیر خورخه لوئیس بورخه یعنی چیزی که وقتی آدم آنرا برای اولین بار لمس کرد یا دید، دیگر هرگز از یاد نمی برد... زهیر میتواند یک سکه، قطب نما، تمثیل شاعرانه یا هر چیزی حتی یک نام باشد.) 

 

پ. ن : یه چیز تو مایه های برو زندگی تو بکن!! سرتو بنداز پایین، چشماتم ببند و کلاً بی خیال زهیر مهیر و تجلی اش بر جسم و جانت باش. اینجوری بهتره! فوقش میشی یه بز، ولی یه بز خوشبخت، با زنگوله ای از طلا، نه!؟

/ 23 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مارتیا پسر دوستداشتنی ام

علیرغم همه مشکلات در زندگی های روزمره ما ادم ها بخصوص ما ایرانی ها باید بگویم . خوشبختبودن خیلی هم کار سختی نیست اما خیلی از ما ادم ها خوشبختی ها به ظاهر حقیر زندگی هایمان را که خیلی هم باارزش هستند نمی بینیم یادمان می ره که : به روز نیک کسان غم مخور زنهار بسا کسا که به روز تو اروزمند است .

میچکاکلی

چقدر سخته فهمیدنش! سنت اگزوپری هم مرده و کسی نیست بهمون بگه کدومو باور کنیم.

فخری

زهیر جوهری ازلیه و تا ابد هم وجود داره اگه سهمت زهیر باشه چه بخوای و چه نخوای طی طریق باید... زینهار متوقف شدن در تمثیل های خورخه لوئیس در واقع منحرف شدن از حقیقت ذات زهیره. بینظیر بود هیچ تعبیری به زیبایی زهیر کوئیلو بعد از atonement نمی چسبید.

منصوره مامان نورا

فوقش نمی شی بز!! چون اون بزه نمی دونه که بزه ، فکر می کنه واسه خودش کسیه ! اما اگه تو بز بشی ، باز هم حامل حقایقی هستی که از تو یه بز نگون بخت می سازه دختر جان !

مامان سمیر

ایا این کتاب ترجمه شده ؟؟منم میخوام حتما بخونم این کتابو ...من عاااااااااااااااااااااااشق این مدل کتابام ...مرسی دوستم از معرفیش..

قاصدک

خویشتن را باور کن هیچ کس جز تو نخواهد آمد هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید شعله ی روشن این خانه تو باید باشی هیچ کس چون تو نخواهد تابید سرو آزاده ی این باغ تو باید باشی هیچ کس چون تو نخواهد رویید چشمه جاری این دشت تو باید باشی هیچ کس چون تو نخواهد جوشید خانه خلوت تر از آن است که می پنداری سایه سنگین تر از آن است که می پنداری ریشه ها می گویند ما تواناتر از آنیم که می پنداری باز کن پنجره را، صبح آمده است. باز هم منتظری؟ هیچ کس بر در این خانه نخواهد آمد هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید هیچ دستی بی تو بذری بر روی این خاک نخواهد پاشید خرمنی کوت نخواهد گردید هیچ چرخی بی چرخش تو بی خواهش تو بی چالش تو، بی توانایی اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید اسب اندیشه خود را زین کن تک سوار این جاده تو باید باشی و خدا می داند و خدا میخواهد تو"خودآیی" باشی بر پهنه ی خاک نازنین، داس بی دسته ما سال هاست خوشه ی نارسته ی بذری را می چیند که بدست پدران ما در خاک نریخت کودکان فردا خرمن کشته ی امروز تو را می جویند خواب و خاموشی امروز تو را در نگاه فردا در حضور تاریخ هیچ کس بر تو نخواهد بخشید هیچ کس جز تو نخواهد آمد هیچ کس بر

پرسپولیسی

من پائولو کوئیلو رو دوست ندارم به خاطر همه حرف هایی که در موردش می زنن و یه سری چیرهای دیگه... می دونم تعصب داشتن خب و نیست اما اصلا هیچ تمایلی به خوندنش ندارم نمی دونم چرا نخونده فکر می کنم هر چی می گه دروغ و اشتباهه... چه قضاوتی می کنم من! اما هم از کلمه زهیر خوشم میاد هم از اهنگ این کلمه هم از معنی اش... منم خوشم نمیاد از پرسیدن اینجور سوال ها اما به شطی که بشه ادم سرش رو بندازه پایین و زندگی اش رو بکنه... که بتونه زنده و جاری باشه نه اینکه مثل من یه عمر گیر همه چیز باشه و حتی فرصت پرسیدن اینجور سوال ها رو هم نداشته باشه

طنین

زهیر زندگی شما چیه؟