کودک - آزاری

قبل از هرچیزی توضیح بدم که منظورم از کودک- آزاری نوع خاصی از آن است که با آنچیزی که معمولا ازش برداشت میشه کاملا متفاوته . منظورم "کودکی" است که مادام والدینش را مورد آزار و اذیت جسمی و روحی قرار میدهد!!!!

و قسمت دردناک ماجرا اینجاست که در این مورد خاص نمیتوان به هیچ دادگاهی پناه برد.... ای کاش میتونستم کبودی های بنفش متمایل به سبز رو که تمام تنمو پر کرده به پزشک قانونی نشون بدم و همینطور جای دندانها که کاملا گرد و ساعت وار دور کبودی ها را تزئین کرده ... نمیدونم چرا پسرک از آزار من لذت میبره و حتی از گاز گرفتن مجدد روی همون کبودی های قبلی...

و اینکه من از قهقهه هاش تمام دردمو فراموش میکنم و مادام با خودم تکرار میکنم که داره باهام بازی میکنه ولی ته دلم نگرانم که "نکنه" عمدی در کار باشه؟؟ نکنه به نوعی داره اعتراض خودشو نشون میده و از چه چیزی و چرا فقط من؟؟ و به آقای پدر اصلا کاری نداره؟!؟ شاید چون اونم متقابلا کاری به کارش نداره؟!؟ این روزها تمام عکس العمل های پسرک نگرانم می کنه و در مقابل تک تک شون به چرا و چگونگی اش فکر میکنم!!! تمام سعی ام اینه که براش چیزی کم نذارم ، میدونم مادر پرفکتی نیستم ولی اینم میدونم آرزومه که باشم .

نگرانم که دوستم نداشته باشه ، گاهی از اینکه هر عمویی (حتی اگه بقال سرکوچه باشه ) هم بیاد دنبالش (البته با ماشین!) به راحتی منو رها میکنه و میره ، از اینکه تو پارک بدون اینکه پشت سرشو نگاه کنه تا زمانی که "من" حتی تبدیل به یه "نقطه" هم بشم باز میره و میره ... دلم میلرزه ... نکنه دوست داشتنش هم به اندازه همون "نقطه" تعریف شده باشه؟؟؟ گاهی اینقدر آرزو دارم محکم بغلش کنم و شده حتی برای چند لحظه تو بغلم بمونه ... گاهی اینقدر دوست دارم بوسم کنه ، ولی این فقط زمانی حاصل میشه که قبلش با یه حرکتی اشکمو درآورده باشه و تازه حتی اون موقع هم باید به یه بوس فوری در حد وزش یک نسیم بسنده کنم و هنوز تازه میخوام شیرجه بزنم تو همون "لذت " معروف! که با گاز یا پرشی دیگر روی دل و رودم مواجهه میشم و اینقدر از درد به خودم می پیچم که دقیقا احساس میکنم تو استخر خالی شیرجه زدم ....

دوست ندارم بچه وابسته ای باشه ، دوست ندارم مثل من برای تمام "وابستگی هاش" رنج بکشه ، ولی از اینهمه "استقلال" هم میترسم!!!!

/ 20 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویدا

/فرانک جون نگو چرا گازت می گیرم آخه من عاشقتممممم / امضا: امیرسام [گل]

خانم شاد

از محبتت ممنون دوست من باور کن با تمام شدن امتحاناتم گویا گرفتار تر شده ام و فرصت آپ کردن ندارم. در مورد گاز گرفتن با راه حل لیلی موافقم.ما هم با دخترکمان برخورد جدی کردیم و این رفتارش مدتی پیش با عمری بسیار کوتاه از بین رفت.الان هم علاقه مند به پرت کردن همه چیز است که باز هم داریم با جدیت با این رفتارش برخورد می کنیم. در مورد راحت جداشدنش : در مورد اینکه این مسئله نکته مثبتی است یا منفی نظری ندارم.چون اطلاعاتی در این زمینه خاص ندارم.هر چند نه به این حد مستقل و نه خیلی وابسته بلکه حد اعتدال را می پسندم. اما جدا از ارزش گذاری این موضوع که در توان من نیست , این را می دانم که این گونه رفتارهای بسیار استقلال طلبانه که گاه مادرها را در اعماق وجودشان می آزارد ( هر چند آگاهانه به کتمان این آزردگی بپردازند ) اغلب در فرزندان مادران شاغل دیده می شود و علتش هم کاملا واضح است. به هر حال مطمئن باش این شرایط بهتر است از بچه های بسیار وابسته ای که بدون مادرشان آب هم نمی خورند.

بابای عرفان

این گاز گرفتن هم ماجرای جالبی شده حتی با تهدید هم این کوچولوی شیطون به کارش ادامه میده شاید هم باید راستی راستی یکی از دندوناشو بکنم

لیلی مامان یونا

ببخشید کامنت رو اشتباهی گذاشتم چند تا وبلاگ با هم جلوم بازه [خجالت]

لیلی مامان یونا

بیشتر بچه ها از گاز گرفتنشون منظور های خاصی دارن مثلا نوه خاله من یه بار یونای خواب رو گاز گرفت که بلند شه و باهاش بازی کنه در مورد ابراز محبتشون بچه ها هر چه قدر بزرگتر بشن(مخصوصا پسر بچه ها)به مادرشون وابسته تر میشن من قبلا فقط تو خواب یونا رو میبوسیدم و بهم اجازه نمیداد ولی الان خودش مرتب میاد من رو میبوسه و من میبوسمش

سمیرا

فرانک گلم حساس شدی اساسی اگه بدونی ساتیار چند بار منو می زنه چقدر توی پارک و توی اداره از دست من فرار می کنه ....باور کن مختص سنشونه و نه چیزی بیشتر

اردیبهشت

آره عزیزم،به نظرم هنوزم اون به اضافه قشنگترین + دنیاست.[گل]

پرسپولیسی

قالبت چرا اینجوریه؟؟؟؟؟؟؟ ببین ممکنه نشونه اعتراضش به چیز دیگه ای باشه نمی دونم ازاون مادرایی هستی که نمیشه بهشون گفت بچه شونو ببرن پیش روان پزشک یا نه اما من فقط به خاطر این می گم که ماها گاهی اعتراضات یا نیاز های اونا ر نمی فهمیم و بچه رو بیشتر اذیت می کنیم اونوقت یه روان پزشک می تونه به ما کمک کنه تا بچه مون راحت تر باشه اخه ما ها هم امیر سام رو خیلی دوست داریم نا سلامتی اینهمه وقته که باهاشیمااا

پرسپولیسی

vhsتی دو روز دیگه تولد امیر سامه تولدش مبارک! زود گذشت این دو سال یا دیر؟