خوشا فریاد زیر آب

 

سرم را میبرم زیر آب و تا جایی که میتوانم فریاد میکشم:

قل ، قل ، قل...سرم را بیرون میاورم و نفس عمیقی میکشم ، ریه هایم پر میشوند به حجم تمام انتظارها و دلنگرانیهایم و دوباره با قدرت بیشتری زیر آب فریاد می کشم: قل ، قل ....قل ...فریاد هایم هربار چند حباب بزرگ میشوند و هرکدام از حباب ها هر چه پیشتر میروند به حباب های بیشتری تبدیل شده و آنقدر به این تقسیم سلولی ادامه میدهند تا به سطخ آب میرسند و تمام میشوند، و تمام میشوم…

با احتساب تمام وقت های تلف شده دو ساعت تمام با خیال آسوده زیر آب فریادکشیده ام ، اشک ریخته ام ، بی آنکه نگران نگاه خیسم باشم ، بی آنکه برای کسی دلیل بیاورم ، بی آنکه نگران پژمردگی شقایق باشم ، بی آنکه خواب است یا بیدار ، ... و حالا کاملا خالی شده ام و ناخودآگاه به سان چوب پنبه به روی آب میایم ، سبک ، آرام و رها... وقتی از استخر بیرون میایم همه چیز آرام است و هوا خوب و همه آدمهای اون بیرون دوست داشتنی و زندگی هم قشنگ … به همین سادگی!

گفته بودم که ساده خوشحال میشوم و ساده تر از آن احساس خوشبختی میکنم.

 

این روزها دربه در به دنبال داروی طول عمر میگردم ، برای خوشبختی ام ، طول عمرش کوتاه است و اشکال کار اینجاست فقط!

دوباره شب که میاید پر میشوم از فریاد و هزار بغض و هزارو یک تشویش.

کاش از جنس آهن بودم و به راحتی در آب فرو میرفتم و به بی رحمانه ترین شکل فریادهایم را خفه میکردم برای همیشه.

چه کسی میداند چه عمیق است دردی که از صدای یک سرفه به جانم مینشیند؟

چه سخت است پابه پای عقربه طول شب را پیمودن و پر شدن از صدای وهم آلود پچ پچی گنگ!

چه سنگین است زندگی بین رویا و بیداری آنگاه که ندانی کدام رویاست و کدام بیداری ؟!؟ یا بدانی و خودت را به ندانستن بزنی؟!؟

بیزارم از تکرار مکررات ، بی زار ، ب ی ز ا ر ....  ب   ی   ز   ا   ر  ....

/ 15 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان الیانا

برایت طول عمری با آرامش وبدون بیزاری میخواهم [قلب][قلب]

آشنا

عزیزم اگر این فریاد ها را به خدا بزنی و در پای سجاده دعا به نماز و نیایش بنشینی سبک تر می شوی.مطمئن باش این دارو طول عمر بیشتری دارد به مدت تمام زندگیت.یک صحیفه سجادیه بخر دعاهایش به رنگ زندگی است.بخر ضرر نمی کنی و در کنارش ورزش کن و وقتی از روز را به خودت اختصاص بده.

زهرا(مامان مهتاب

سه جمله آخر را بیست بار خواندم...بی شک سختی و سنگینی را آرامشی هم هست...

میترا

تمام حالت هایت را درک می کنم .من هم یه لحظه احساس خوشبختی می کنم و خدا رو شاکرم یه لحظه دیگه تمام غصه های دنیا تو دلمه ! کاش داروی طول عمر خوشبختی واقعا وجود داشت .به هر حال دعا می کنم که هیچ گاه محتاج مرهمی بر زخمهایت نباشی.

فخری

نمی دونم برای کلوچه این شکنجه های شبانه رو باید با اسکونت حساب کرد.حالا خوبه استخری هست برای فریاد. بهتر از این سنی که توشی مگه پیدا هم میشه؟؟؟

فخری

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو،جز سخن گنج مگو ....[گل] گفتم ای دل چه مه است این، دل اشارت میکرد که نه اندازه تست ،این بگذر، هیچ مگو ...

مامی آناهید

سخت نگیر من تو این جور مواقع به خودم می گم :می تونست بدتر از این هم باشه .واااای اگه بدونی مشکلات من چقدر زیاده .... فکر می کنی چکار می کنم صبر صبر صبر .

پرسپولیسی

نمی دونم چرا کامنت دونی هامون فیل تر شدن!!!!!!!!!! راه حل خوبیه ها که گاهی بری استخر و زیر اب همه غصه هاتو فریاد بزنی من میرم تو سونا بخار و دراز می کشم اشک هام رو میون بخار سونا گم می کنم.... خوب می دونم سردرگمی میون رویا و بیداری چه دردیه ...

چه فریب کار است سکوت آب سنگینی آب و زمانی که می پنداری آرامی روی آب آمده ای دلم تنگ آغوش آبی آب است که گله بر جای نمی گذارد و نمی داند که ریه ام از خفقان چرکین است . . . .