صبر کن! چمدان هایمان اشتباه شده

دلتنگی
خوشه‌ی انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می‌کند اندوه...

"شمس لنگرودی"

وقتی میخوانم از "شمس" و از "صالحی"، وقتی می گذارم ساعتی بماند در خمره ی دلم، مثل همان خوشه ی انگور سیاه، مثل همان دلتنگی لگدکوب شده، مثل همان اندوه به عمل آمده، مستم می کند، مست می شوم و مثل یک سرباز وفادار این مستی ماحصل اندوه را شبانه روز پاس میدارم.

کاش بدانند این دو بزرگ که چگونه لابه لای واژه های بی نظیرشان، تلو تلو میروم و مستانه میخندم به همه تلخی ها. که اعتماد می کنم به همین عبور آنها بی آنکه تجربه کرده باشم و همین اعتماد بی عبور برایم تجربه ای همراه با آرامش و امید میسازد: که میشود، که من هم میتوانم حتما!! کاش  بگویم برایشان که من و "یرما"هایی چون من، "چونان دو زخم کهنه بر دو گونه ی آسمان"**دیوانه ی آهنگ حضورشان هستیم و  با همان مستی اندوه و همان ضرباهنگ کلامشان سماع میکنیم و می چرخیم و می چرخانیم بر دایره ی وجودمان تمام آنچه باید و آنچه شاید!

باید اعتراف کنم دیگر آنقدر بزرگ شده ام که وقت ماندن و پهن کردن سفره دل و گاه رفتن و بستن چمدان حواسم باشد به آنچه آوردم و آنچه برداشتم. حواسم باشد که کی بگویم صبر کن و برگرد و کی بی آنکه لبی بگزم کاسه آبی پشت سرت بریزم و بگویم برو!

 

*صبر کن!

برگرد!

چمدان هایمان اشتباه شده

دلم را به جای خاطراتت برده ای

"سید علی صالحی"

**شمس لنگرودی

/ 16 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اردیبهشت

پوف....چه روزگاری شده....

مادر سفید برفی

سلام عزیزم خوبی؟ راستش وقتی نوشته پایین رو خوندم یه حالی شدم همه ش به یه مادر شاغل و خسته فکر می کنم که تو خونه هم کودکش اینطوری از خجالتش در میاد...نه که دخترک من هنوز هم خیلی آرومه و شیطنتهاش آدمو آزار نمی ده اصلا نمی تونم تصور کنم این مادر خسته چه حالی می تونه داشته باشه و باید به صبرت آفرین بگم

مهرشهر

کاش صبر می کردند کاش برمیگشتند من دلم وخاطراتم را یک چمدان گذاشته بودم... خوب میدانی که من و تو این روزها دیگر کارمان از مستی گذشته و دیگر داریم بد مستی میکنیم.

عسل بانو

همين ؟ !!!

در این مستی ما را ببر با خودت که این روزها دلتنگی نابود کرده است خانه نشینی هم افزون کرده است سختی را

لیلا مامان پویان

هوووووووووووووووم...

ویدا

عاشقانه های غم انگیزت بوی تبانی با تولد پروانه را می دهد...[گل]

پرسپولیسی

شعر اول رو که خوندم گفتم" وای... واقعا وااااااااااااااااااای دلم نمی خواد دلتنگی رو نگه دارم و مست بشم.... مست شدم , سگ مست... اما بد بود... این دلتنگی بده خیلی بده نمی خوام نگهش دارم نمی خوام مست باشم می خوام هوشیار باشم و با درد اما بی دلتنگی... خوب می دونم با نوشته هایی مست شدن یعنی چی .... خوب ِ خوب... غرق شدن اعتماد کردن گم شدن تلو تلو خوردن ... خوب می شناسم...

شکلات تلخ

درود بانو ...[گل] روز جهانی زن برشماخجسته باد ...[گل]

afshin

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [لبخند] درود يار گرامي همه براي پاس داشت چهار شنبه سوري , جشن ملي مان آماده شويم . آيا سبزه انداختي براي هفت سين - آيا ميداني اگر سر سفره دعا کني براورده ميشه و برکت به خانه و تن درستي به خانواده شما ميدهد ايرانيان قديم , سلامتي مريض هايشان , برکت در خانه , و آنچه آرزو دارند بر سر سفره هفت سين در زمان سال تحويل از خداوند ميخواهند و جالب آنکه بيشتر آنان بيان داشتند که به آرزو و خواست خود رسيده اند . خداوند نگهدار ايران و فرهنگمان باد . [گل] .