ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

کشوی میزتوالتم رو با عجله بیرون کشیدم و در میان انبوهی از لوازم آرایش و کِرِم ها به دنبال چیزی همه را یکی یکی به بیرون پرتاب میکردم.

کِرم مرطوب کننده، کِرم دست ، کِرم پا، ضدآفتاب، ضد چروک، کِرم شب ، کِرم روز، کِرم رفع تشنگی پوست ، کِرم رفع کبودی و پف دور چشم .....  ای کاش کِرمی برای "رفع غم درون چشم" وجود داشت... چیزی که با هیچ آرایشی نمی توانم پنهانش کنم.

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۳٠ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin