ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

نی نی گلی سلام ، دیروز دل و کمر درد وحشتناکی داشتم و به همین دلیل سرکار نرفتم ودوتایی با هم استراحت کردیم . راستش خیلی ترسیده بودم و نگران بودم نکنه بخوای زودتر بیای. ولی خدارو شکر بعد از استراحت بهترشدم . نی نی جونم یه موقع از این فکرا به سرت نزنه هاااااااااا. هنوز کلی از خریدات مونده و فقط ظاهر اتاقت آماده شده و می خوایم امروز بریم برات پرده هم بخریم که وقتمون خیلی کمه. دو هفته دیگه مامان بزرگ (مامان بابا) از آمریکا میاد و تا اون موقع می خوایم همه چیز آماده باشه .
تازه باید اونقدر اون تو بمونی تا حسابی توپول بشی. ما نی نیه لاغر دوست نداریما.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٢/۳۱ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin