ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

دیروز اولین روز ماه رمضان بود و منم روزه بودم! نمیدونید به منه شکمو چی گذشت ولی خیلی برام خوب بود، یه حس خوبی همه وجودمو پر کرده بود. من عاشق ماه رمضانم. عاشق سحری و سفره افطار و به دنبال آن افطاری دادن!

دوست دارم یه سفره افطاری بندازم از این سر خونه تا اون سر خونه! عاشق اینم که با چیزای خوشمزه و خوشگل تزئینش کنم. با نون و پنیر و گردو خرما، حیلم و حلوا و آش و انواع و اقسام نون های خوشمزه (ترجیحا از نان سحر خریداری بشه!) و کتلت و کوکو و سالاد الویه و ... (وای دلم ضعف رفت!خوشمزه) و از همه مهمتر بانگ شیرین "ربـــــــنآآآآآآ " و طنین آرام بخش "الله اکبر" با صدای مرحوم موذن زاده ..... دوست داشتم میتونستم همه مردم دنیا رو به این سفره افطاری دعوت کنم.فرشته

خدای مهربونم بابت تمام این حس های شیرینی که بهمون هدیه میکنی ممنونم. بابت تمام این لحظه های ناب، تمام این روزها و شب های قشنگ ، خدایا دیروز اینقدر زود اجابتم کردی که یه لحظه ته دلم گفتم : کاشکی یه چیز دیگه از خدا خواسته بودم! اما الان میگم هیچ چیز دیگه ای ازت نمیخوام جز اینکه تو لحظه ای که نیاز دارم کنارم باشی که در این صورت اصلا نیاز دیگه ای ندارم ، این روزا دارم یه جور دیگه می بینمت!!!

یه متن بسیار زیبا از ملاصدرا :

 خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان ،

 اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود، و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود... پــدر می‌شود یتیمان را و مادر. .همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.   طفل می‌شود عقیمان را.  امید می‌شود ناامیدان را.   راه می‌شود گم‌گشتگان را.

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را. عصا می‌شود پیران را. عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را...

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.

 به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛به شرط پرهیز از معامله با ابلیس. بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا! و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف، و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،و دست‌هایتان را از هر آلودگی...

چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و  بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

و "در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند" .

 

پی نوشت 1: مامان بزرگ امیرسام (مامان همسری) و مامان بزرگ همسری از آمریکا آمدند و ما چندین شبانه روز مشغول مهمون بازی بودیم و کلی خوشبحال  امیرسام شد و یه عالمه سوغاتی خوشگل گیرش امد .البته ما هم تا حدودی بی نصیب نموندیم ولی فعلا این امیرسامه که حرف اولو میزنه. هورااونم نامردی نکرد و همون روزهای اول یه زهر چشمی اساسی از همه گرفت به طوری که همه با دیده ترحم به ما نگاه میکردن که چی میکشید از دست این شیطون کوچولو؟!؟ مادام بیرون و نشون میده میگه اون دا ! نه یه بار نه دوبار ، هزار بارم ببریش بیرون بازم میگه اوندا! تازگیا عاشق جارو برقی شده و باید حتما هم روشن باشه! تا شروع کنه به جارو کشیدن. نکنه جالبش اینه که فوری میره زیر مبل و میزا رو میکشه با سختی فراوان ، اینقدر قشنگ و حرفه ای اینکارو میکنه که حد نداره. از الان باید بگم خوشبحال خانومش! مژه

 

پی نوشت 2: امسال اذان صبح ساعت 5 صبحه و اذان مغرب 8 شب یعنی 15 ساعت تمام و سال دیگه طولانی ترم میشه.. 15 ساعت نخوردن آب توی وسط تابستون سلامتی بدن رو یه مقدار زیر سوال میبره . به نظرم علماء باید یه فکری بکنن، یه فتوایی یه چیزی ، مثلا یه لیوان آب در وسط ظهر، نظرتون چیه؟؟؟ سوالتازه اگه میشد یه آدامسی ، خوشبو کننده دهانی ، استفاده هر چیزی تو این مایه ها هم آزاد میکردن بد نبود که من یکی خودم با این یه مورد برای روزه گرفتن همیشه مشکل دارم!!!

اینم یه عکس از عشق کوچولوی خودم برای دوستایی که سراغشو گرفته بودن:

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin