ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

گاهی اوقات تو زندگی اینقدر به چیزهایی که داری دلگرمی که چیزهایی که نداری اصلا به چشمت نمیاد و دیده نمیشه و گاهی اوقات دقیقا بر عکس! اینقدر چیزهایی که نداری پر رنگ میشه که نور خیره کننده اش باعث میشه به طور ناخودآگاه چشمتو رو تمام چیزهایی که داری ببندی و فقط کمبودها ببینی یا آرزو کنی!عینک که این کمبودها بنا به زندگی هر کسی میتونه چیزهای متفاوتی باشه. مسائل روحی و روانی و حتی جسمی، آرامش ، مسائل مادی و معنوی و یا حتی عشق!   که همه به نوعی با یکی یا تعدادی یا گاهی همشون درگیر هستن که بر اساس همون شماره و تعدد کمبودها فرد درجه خوشبختی یا بدبختی خودشو رقم میزنه! 

و جالبه که این میزان از بهره هم کاملا نسبیه ، یعنی ممکنه برای یک فردی یک چیز کافی باشه و همون چیز برای فرد دیگر دارای نقصان ! که بستگی به میزان نیاز ، آگاهی ، انتظار و عوامل بسیار پیچیده ای در زندگی داره و جالب تر اینکه که همه هم بهم مربوطه..... و گاهی فقط کمبود یک چیز ، گروهی از مشکلات رو با خودش به همراه میاره و برعکس وجود یک چیز انبوهی از مشکلاتو از بین میبره!

در تئوری زندگی بهمون یاد دادن قانع باشیم... و من هم این تئوری رو تمام و کمال اجرا کردم و همیشه هم این رضایت از همه چیز رو حداقل تو ظاهرم خوب نشون دادم (همین دیروز یکی از همکارا بهم گفت ما هر وفت تو رو میبینیم میگیم فلانی همه چیز داره و آرامش تو چشماش موج میزنه ... خوش بحالش ، آیا آرزویی هم داره؟؟؟؟ قیافه منو داشتین دیگه تعجبوقت تمامسوالتعجب چــــــه میـــــــــــــکنه این آرامش چهره من!!!!!)

کما اینکه در باطنم هم تا همین چندوقت پیش چیزی جز رضایت نبود و بقیه اش هم تئوری خواست خدا! که جدیدا با این هم مشکل پیدا کردم. چرا هر وقت یه اتفاقی برامون میافته که خوشایند نیست فوری میگیم حتما خدا اینطور خواست! چرا بدنبال هر نقصانی خواست خدا رو پیش میکشیم در حالیکه هر چی میگردم و می کاوم در وجود این قدرت لایتناهی چیزی به عنوان نقصان و کمی و کاستی نمیابم!

و جالبه بدونید که هر چی قانع تر شدم دامنه یافته هایم روز به روز محدودتر و کوچکتر شده  و چه بسیارند کسانی که در اطرافم به هیچکدام از داشته هایشان قانع نیستن و همیشه شاکی ان از همه چیز و اوضاع و احوال هم بر طبق خواسته اونا به راحتی پیش میره.... و اینکه بازم از چی ناراضین برام من جای بسی شگفتی داره!!!تعجب من الان دیگه نمیدونم  قانع باشم نباشم؟!؟ راضی باشم نباشم؟!؟ اصلا خوب باشم یا بد؟!؟

موضوع دیگه اینه که تو گاهی اوقات یه چیزایی رو نداری که هیچ وقت تو زندگیت نداشتی ، بنابراین خیلی راحته که ادعا کنی اصلا دوست نداری داشته باشی یا برات مهم نیست یا به دیگران هم مرتب توصیه کنی (اونم از نوع شعار گونه) که بدون اونا هم میشه زندگی کرد،

آمااااااا.... نکته مهم اینجاست که یه سری چیزهارو قبلا داشته باشی (طعمش رو چشیده باشی) یا بتونی داشته باشی اگه بخوای!!! و نخوای!!!    اونوقته که بازم یه سری تئوری ها میره زیر سوال!! من اعتراف میکنم که تا الان خیلی شعاری و بر پایه تئوری زندگی میکردم اما الان نمیدونم دچار یاس فلسفی شدم یا شایدم یه ویروس افتاده تو سیستم فکریم که بدجوری هنگ کردم... همه چیزم قاطی شده با همه چیز درگیرم حتی باورام...

من با باورم زندگی میکردم درست یا غلط میپرستیدمشون و روشون بدجوری تعصب داشتم، حالا جلوی هر کدومشون یه علامت سوال قد تمام زندگیم سبز شده!! چرا؟؟؟سوال و این چراها و اینکه هیچ کس جوابشو نمیدونه واین که حالا که سی سالگی رو پشت سر گذاشتم تازه یاد سوالام افتادم ... یه کم اوضامو بغرنج کرده و به قول یکی از دوستای بسیار عزیزم مثل یه پاندول شدم گاهی اینوری و گاهی اونوری ! گاهی چپ . گاهی راست!هیپنوتیزم

خدای مهربونم کمکم کن! میدونم که این شرایط رو برام فراهم کردی که افق جدیدی رو تو زندگی برام باز کنی! می دونم که میخوای سطح فکرمو ، نگاهمو ارتقاء بدم و از زاویه بازتری به زندگی نگاه کنم ، میدونم به زودی (اگه راه رو درست برم) به طبقه بالاتری خواهم رسید ، اما کمکم کن . تشخیص راه درست برام بسیار دشوار شده و به هر طرف نگاه میکنم تمامی نشانه ها با باورهایم به نوعی مطابقت دارن و واقعا نمیدونم به چی باید استناد کنم؟!؟ مهربون ترین کمکم کن این بحران رو پشت سر بذارم. بتونم بالهامو باز کنم. بتونم پرواز کنم...

خدای خوبم کمکم کن این پازل بهم ریخته زندگیمو دوباره جمع و جورش کنم... نمیدونم میتونم یا نه؟؟ از طرفی میدونم بعضی قطعه های این پازل گم شده، بعضی هاش عوض شده از طرفی ادعا میکنم استاد چیدن پازلم و امکان نداره از پسش بر نیام!... نمیدونم میخوای ادعامو پس بگیرم یا درجه استادیم بره بالا؟!؟ مهم نیست ،فقط راهنماییم کن!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۸ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin