ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

به سالی که گذشت فکر می کنم!

سال عجیبی بود! نیمه اول پر از اضطراب ، دلهره ، درک انتظار به معنای کلمه ، حس درد با تمام وجود، تولد!! و نیمه دوم  خستگی ، کلافگی، جنجال ، استرس ، مشکل ، ترس ، تنهایی!!!  همه اتفاقا تو یه لحظه مثل فیلم از جلوی چشمم رد شد، چقدر اتفاق تو این یک سال افتاد!!!

خیلی چیزا تغییر کرد، خیلی چیزا رو تجربه کردم که برای اولین بار بود،  بد یا خوب بودنش مهم نیست، مهم اینه که تجربه کردم ، یاد گرفتم ! چقدر عوض شدم!

خدارو بابت تمام اتفاقایی که افتاد شکر میکنم که بزرگترین حکمتش این بوده که من یاد بگیرم ، که تغییر کنم ، که من یک مادر باشم  تا بتونم برای پسرم تو شرایط مشابه تکیه گاه باشم و برای همسرم دلگرمی !!!

خیلی جالبه ، خیلی قشنگه که آدم تازه میفهمه چرا بعضی اتفاقا تو زندگیش میافته و هیچ چیزی بی علت نیست، حتی مشکلاتی که گاهی اوقات برای تجربش تاوان زیادی رو باید بپردازی!

قبول دارم سال سختی بود، سال سنگینی بود ولی مطمئنا تنها اتفاق قشنگ  امسال باعث میشه تا 14 تیر 1387 برام زیباترین و بزرگ ترین روز عمرم باقی بمونه. روزی که فرشته ناز من، پادشاه بزرگ من ، امیرسام من ، تو دنیای کوچیک من قدم گذاشت!!!

بهرحال دوست دارم تمام غمو غصه هامو، تمام خستگیهامو و تمام آنچیزی که مربوط به 87 بود همونجا بذارم و با یه دنیا امید سال 88 رو شروع کنم. راستش یه کم میترسم ولی ... نه میخوام شاد باشم ، میخوام سرشار از انرژی برم به استقبال بهار و لبخند بزنم به تمام آنچه گذشت و آنچیزی که انتظارم رو میکشه!!!!

میخوام لذت ببرم از بوی بهار( هر چند که حساسیت دارم و مدام عطسه میکنم!!)، از سبزه و سنجد و سمنو! از تخم مرغهای رنگی! از قرآن جلوی آینه ! از تیک تیک ساعت تو لحظه تحویل سال که همیشه صدای قلبمو بلندتر از اون میشنوم!!

 

یا مقلب القلوب و البصار....یا محول الحال واحوال..... یا مدبر الیل و النهار...

حول حالنا الی احسن الحال....

ای خدای مهربون من!! حال منو به بهترین حال تغییر بده!!

ای خدای بزرگ من! به خانواده کوچیک من ، به پدر و مادرم ، به تمام اطرافیانم ، تمام دوستانم سلامتی بده و در کنارش بیاموز که قدر دان این نعمت بزرگ باشیم.

پی نوشت 1: سال نو رو پیشاپیش به همه دوستای خوبم خصوصا یکیشون که تو این مدت خیلی کمکم کرد تبریک میگم و براشون یه سال خوب خوب آرزو میکنم.

پی نوشت 2 : در لحظه تحویل سال منو تو دعاهاتون فراموش نکنید.

پی نوشت 3 : هنوز خونمون کثیف و نا مرتبه و خریدامونم مونده، با اینحال فردا شب تجریش گردی اولین کاریه که میکنم یعنی امیدوارم بتونم.یه سال منتظر این شبم که تو ترافیک وحشتناک برم تجریش و از دست فروشا که کل میدون رو پر کردن یه عالمه چرت و پرت بخرم. بهتون توصیه میکنم ، خیلی تو روحیه تون تاثیر داره.

پی نوشت 4: خودمو کشته بودم و یه مطلب آماده کرده بودم برای 4شنبه سوری که دیدم دوست خوبم عین اون رو تو وبلاگش گذاشته و خدائیش کلی حال کردم از این همه تفاهم فکری. اگه حس کنجکاوی تون فوران کرده برید به این آدرس:

labkhand-f.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢۸ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin