ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

 

 

هیچ کس نباید از خودش بپرسد: "چرا خوشبخت نیستم؟"

ویروس نابودی همه چیز در این سوال است. اگر این سوال را از خودمان بپرسیم، بعد می خواهیم بفهمیم چه چیزی ما را خوشبخت می کند. اگر چیزی که خوشبختمان می کند، با زندگی فعلی مان متفاوت باشد، یا ناگهان عوض می شویم (که معمولاً غیر ممکن است)، یا خوشبختی مان از این هم کمتر می شود. (یا کاملاً از دست میدهیم اش!)

 قسمتی از کتاب "زهـــــیر"

 *زهــــیر: نام کتابی از پائولو کوئلیو. (زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی توان نادیده اش گرفت. زهیر به تعبیر خورخه لوئیس بورخه یعنی چیزی که وقتی آدم آنرا برای اولین بار لمس کرد یا دید، دیگر هرگز از یاد نمی برد... زهیر میتواند یک سکه، قطب نما، تمثیل شاعرانه یا هر چیزی حتی یک نام باشد.) 

 

پ. ن : یه چیز تو مایه های برو زندگی تو بکن!! سرتو بنداز پایین، چشماتم ببند و کلاً بی خیال زهیر مهیر و تجلی اش بر جسم و جانت باش. اینجوری بهتره! فوقش میشی یه بز، ولی یه بز خوشبخت، با زنگوله ای از طلا، نه!؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin