ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

 

پسرک چند ماهیست نان استاپ بیمار است. پدر پسرک هم... این روال ادامه داشت تا بالاخره نوبت به من رسید. معمولا هیچ وقت بیماری من را نمی اندازد چرا که اصولا گیر انداختن من کار راحتی نیست، مثل اینکه بخواهی ماهی را با دست بگیری... بنابراین هی تلاش می کرد و هی ناامید میشد و می رفت سراغ یک مادر خسته و تاب از دست داده ی دیگری. اما اینبار که آمد، هی سعی کردم لیز بخورم اما نشد، نمی شد، به خودم که آمدم افتاده بودم. انداخته بودتم در بستر، آنقدر که نمی توانستم از جا بلند شوم...

میدانم اینجور مواقع مشکل از آنفولانزا، سینوزیت، عفونت گوش،میگرن، ورم معده، اسپاسم روده و... نیست. اینجور مواقع یک گیرو گوری با خودم و درونم دارم. یک جایی، یکی از لایه های پیاز گونه ی روحم سوراخ شده و تمام انرژی ام از آن سوراخ با شدت میزند بیرون، حالا من هی بیایم خودم را باد کنم و هی مولتی ویتامین بخورم و پنی سیلین بزنم!؟!؟...

دیروز ماندم خانه، همانطور که نمی توانستم از جا بلند شوم، یک چراغ قوه برداشتم، یک بیل و کلنگ، یک بسته چسب زخم و البته دو پاکت چیپس!...

.

.

امروز صبح از پنجره بیرون را نگاه کردم. خبری از برج میلاد نبود باز. ابر سیاهی تمام شهر را پوشانده و بلا تکلیف مانده بود همانطور ابری و عبوس اخم کند یا های های ببارد... حالش مثل حال دیروز من بود. یک "برق" نیاز داشت، همان برقی که الان در چشمان من هست ...ظرف غذای پسرک را که آماده می کردم صدایی آمد، چیزی شبیه رعد و برق و شاید "فریاد"،... خیالم راحت شد، فهمیدم که از بلاتکیفی در آمده است، حالا از آنموقع تا به حال همینطور آرام و یکنواخت، سبک و رها میبارد، گاهی باران، گاهی برف، ... حالش خوب است و چشمانش برق می زند! (گواهش زیبایی همین عکسی که با موبایل گرفته ام)

.

.

فردا من از همان اول صبح پشت پنجره می نشینم تا خورشید برای لحظه ای هم که شده بتواند ابرها را کنار بزند. فردا "پسر خورشید" به دنیا میاید و من باید اولین نفری باشم که تولدش را تبریک میگویم... چقدر کار دارم...چقدر فکرهای خوب و خوشمزه، ته چین مرغ و بادمجان، سالاد جوانه، کیک شکلاتی بی بی... دی ماه که میشود من به بالاترین درجه ی خجستگی ام میرسم!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٦ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin