ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

 

شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی

که بفهمونی دوستش داری …

دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت
.
.
.

سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن
روسری لیز میخوره ، شال میافته از سرشون
دکمه مانتو باز میشه ، دستشون میخوره به برف پاک کن
اشتباهی میزنن تو دنده چهار به جای دنده عقب
آخر سر هم خاموش میکنن !
.
.

.
این دبستانى هایى که تو هفته دو روز و در ماه هم چند روز به مناسب های بی ربط مختلف تعطیلن، اگه پس فردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا،جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!
.
.
.

یکی از بدترین لحظه های زندگی وقتیه که فیلم رقصیدنت رو توی جمع نگاه می کنی
.
.

.
موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی دو دو تموم شده

.

.

.

اگه میخوای همه افراد فامیلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو یه روز ببینی،

کافیه همین الان با کسی که نباید، برید بیرون یه دوری بزنید

 .

.

.

موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه.

دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی!

.

.

.

... حالا یه کم جدی

یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن…
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره…
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون…
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که همیشه یه پیشنهادی میدن

از بستنی خوردن گرفته تا کله پاچه...
.

.

اینا فرشتن …
 اذیتشون نکنین …

 

* ایمیلی با همین عنوان که امروز خوندم و دیدم بد نیست جهت تلطیف فضا من هم آنتراکی داده باشم... قرار نیست هر شنبه اول صبح که قدم میذارید به این خونه با یه فنجون بغض داغ ازتون پذیرایی کنم... 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۳٠ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin