ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

اشتباه می‌کنند

 بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
باید راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند
بعضی هم به دریا نمی‌رسند.
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!

"سید علی صالحی"

 

از رو صالحی نوشت : اشتباه می‌کردند ، کسانی چون من که سعی میکردند هرگز اشتباه نکنند! باید زندگی کرد، مثل "همه" که زندگی می کنند، آسوده. (بی آنکه نگران کسی یا چیزی باشند، بی آنکه خودشان را جای کسی یا چیزی بگذارند، بی آنکه برایشان مهم باشد کسی را رنجانده اند یا نه؟ و همیشه اولین حرف یا عکس العملی را که به ذهنشان میرسد، بروز میدهند بی آنکه کمی سلولهای  مغز و زبانشان را دچار تشویش کرده باشند و اتفاقاً هم،"همه" همیشه به آنها حق میدهند! هم، سلولهایشان همیشه بی هیچ چالشی در آب میان بافتی مشغول آب تنی هستند یا در حال سوت زدن و تکثیر حمام آفتاب میگیرند.)

آری ، باید زندگی کرد هر جور که خواست. خوب یا بد بودن، هیچ تاثیری در نتیجه ندارد!

به راستی که اللهُ مَعَ الخاطئین، مَعَ البرجُ الزَهرمارین ، مَعَ الخوُدخواهین!!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin