ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

دیدین یه عده روی دیوار با خط خرچنگ قورباغه کج و ماوج و درشت مینویسن: لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد! ممکنه فکر کنید آلودگی نوشتاری اونا بیشتر از آشغاله آزار دهنده است که، اما اگر جای طرف باشید حالشو می فهمید مثل من! ... تا حالا شده وقتی دارین میرین عروسی ، کلی وقت گذاشتین رفتین آرایشگاه شینیون کردین و رو سرتون مثل خواهرهای سیندرلا گل و بلبل کاشتن، یا با هزار بدبختی آماده شدین برای رفتن مهمونی لباس هم پوشیدین، یا حتی دارید میرید مجلس ختم دور از جون همه و کلی لطیف و با ملایمت آرایش ترحیم کردین! یا حتی خیلی روزمره تر، آماده شدین برای سرکار با مانتو و مقنعه که همون یه دونه مقنعه اتو شده رو هم دارین! پیش میاد که مجبور بشین یه چیزی رو یه لحظه توی حمام بشورید – که تو عالم بچه داری این اتفاق خیلی می افته - یا از این هم ساده تر، نصفه شبی تازه خوابتون برده می بینید بچه جیش کرده و سرتاپاش خیس شده و میخواهید ببیریدش توی حمام و فوری یه لحظه بطور موضعی بشوریدش، بعد شیر آب حمام رو باز میکنید جهت تنظیم گرمی و سردی آب– تو عالم هپروت هم باشید در ضمن- دستتونو بگیرین زیر شیر و بجای اینکه آب از شیر بیاد یک دفه یه سطل آب یخ فوررررت بریزه از دوش روی سرتون! و در یک لحظه همه اون آرایش ها و موی سشوار کشیده و تافت و لباس و مقنعه و از همه مهمتر خواب! بپره و بره هوا!!!!! و اینقدر دچار شک آنی بشید که حتی نتونید فوری شیرو ببندید ! خدائیش دلتون نمیخواد یه ماژیک پهن بردارید و روی همون کاشی های حمام درست بالای دوش درشت بنویسید: لعنت بر کسی که قبل از بستن دوش، شیر آب را ببندد؟؟؟؟ (ضمناً این اتفاق نزدیک به هشت سال استمرار داشته باشد!!!!)

پی نوشت : این پست یک مخاطب بیشتر نداشت!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٧ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin