ماجراهای من و زندگی من

می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا ، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند...

از مغزم یک برش عرضی میزنم ، همان پلان خودمان!  با یک مدل اولیه آنالیزش میکنم ، وضعیت بحرانیست ، تیرو ستون ها به نهایت گسیختگی رسیده و با رنگ قرمز آلارم میدهند . سیستم دچار بارگذاری بیش از حد و به   اصطلاح overload شده.

کوزه گری ام که نمی خواهم از کوزه شکسته آب بخورم ، پس دست بکار میشوم. ابتدا ضرایب بار را کلاً حذف میکنم ، اوضاع خراب تر از این حرفاست و به یک مقاوم سازی اساسی نیاز دارد.

به سازه پیچیده ای می مانم که از دور دل می برد و به نظر می آید توسط طراحی حرفه ای ساخته شده ولی وقتی داخل می شوی ... همه چیز دور از انتظار است.... پرم از ستونهایی که تند و تند ساخته ام و دست آخر به هیچ تیری هم بندشان نکرده ام و همینطور به امان خدا رها شده اند و مثل آونگ میروند و می آیند . همین که تا الان پا برجا هستند جای شکر دارد! پرم از تیرهایی که روی هیچ ستونی نیستند ! عجب! پلان معماری ام هم احتیاج به یک ریوایز اساسی دارد ، بعضی فضاها بایستی تغییر کاربری داده شوند ، باید موضوعاتی را که نیروی زیادی ایجاد میکند به جاهای امن سازه ام منتقل کنم ، یک هسته مرکزی ...

خلاصه این روزها هی نقشه می کشم و هی مچاله میکنم ، هی می سازم و هی خراب میکنم ... و نتیجه هنوز مطلوب نیست... به گمانم باید چند نیروی متخصص و مجرب استخدام کنم ، آنهم فوری و با حقوق مکفی!

 

 

پی نوشت : این روزها هرچه سعی کردم این دنیای مجازی و وبلاگستان را ترک کنم ، نشد که نشد ... مگر میشود این همه "محبت و عشق" را فراموش کرد ؟ شبی نبود که به یاد آرازهای قهرمان ، خانم بزرگ ، ننه قدقد ، ویدا و آوا و صبا ، نی نی های تیرماهی و قندی و حتی آنها که قاشق سحر آمیز هم دارند و همه مادران گلشان  ، حتی اردیبهشت که هنوز چند ماه تا امدنش مانده ،نباشم و با مرور این روزها... ، گذر ایام و شب های کویر و قصه های شهرزاد بخواب نروم و روزی نشد که رندانه، زندگی با عشق را شروع نکنم و روز به روز همراه زندگی شوم. در این روزها حتی از باخت پرسپولیس هم ناراحت شدم و احساس میکردم همه زرافه ها خوش لباسند و شاخه گلهای نرگس زیبا! حتی خانمی که فقط میدانم اول اسمش شین است و همه آنهایی که تنها یک علامت اختصاری و  گاهی فقط یک حرف بودند و گاهی حتی  بی نام ... هم از قلم نیافتادند.

 

دوستتان دارم و خوشحالم از داشتنتان.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٤ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin